گريه كن سرباز!
![]()
نظامي زن انگليسي كه پس از بازگشت از ماموريت خود در عراق،
فرزندش را در آغوش مي فشارد.
گريه كن كه هيچ لذتي به پاي مادري نمي رسد و تو را محروم كرده اند، ذائقه ات را خراب كرده اند...
من چند حرف ديگر با تو دارم سرباز...
تو مادري، حق داري بچه ات را دوست داشته باشي... حق داري برايش دلتنگ شوي...
اين كودك را مي شناسي؟

مي بيني چگونه كفشهايش را درآورده تا در آغوش پدر، گم شود ؟

در كوچه پس كوچه هاي بصره... پاي برهنه مي دويد و خنده كودكانه اي بر لب داشت...


شاهكار قديمي تر شما.
اما مگر زخم اين پدر كهنه مي شود؟
اين هم كادوي يكي دوسال قبل توست براي كوكان افغان.........
سردشت خودمان، شلمچه ، قانا... صبرا و شتيلا... و ....
............ ...
............ ...
نويسنده:پيام فضلي نژاد (روزنامه ی کیهان)
فرزند زمانه مدرن ها
اگر فرزند زمانه مدرن در ايران، صادق هدايت باشد كه واويلاست؛ نويسنده سياه انديشي كه زندگي انساني را در آثارش به حضيض سگي ولگرد كشاند. او، در نوشتار البعث الاسلاميه في البلاد الافرنجيه، به خيالش حيثيت اسلام را برد، پس از آن نيز آفرينش الهي را افسانه پنداشت و در نمايشنامه سه پرده اي خيمه شب بازي، با نثر شيطاني اش، زمين و زمان را به فحش كشيد تا پيش از سلمان رشدي، اسطوره روشنفكران مخملي شود. ستايش رامين از هدايت را در روزنامه عصر آزادگان بخوانيد:
هدايت، تنها چهره روشنفكري مدرن ايران در صد سال گذشته بود. هدايت كسي بود كه تعلق خاطر آن روشنفكري را كه مي خواهد جهاني بينديشد، در خود داشت. او فرزند زمانه خود بود، به اين معنا كه كاري را كه بايد در آن موقع انجام مي داد، مي فهميد و به آن تن مي داد. هدايت در آن دوره، به نوعي گفت وگوي تمدني را از منظر روشنفكري تعقيب مي كرد.11
پايان سال 1383 براي رامين، با اجراي مراسم اهداء «سومين تنديس ادبي صادق هدايت» در خانه هنرمندان ايران، رقم خورد. جهانبگلو بايد در نقش هاي مختلف ظاهر
مي شد. يك روز مترجم معماران فروپاشي، يك روز مفسر كي يركه گارد و هگل، يك روز نويسنده روزنامه هاي زنجيره اي، يك روز پژوهشگر بنياد هاي جاسوسي و حالا هم شومن و مجري مسابقه داستان كوتاه نويسي. نقشه راه ناتوي فرهنگي، از مداخله هستي شناسي تا مداخله روانشناختي، براي ساختن انسان ناتويست، طولاني بود و با پايان سال 1383، به فاز كاربردي خود، وارد شد. شب هفتم اسفند ماه، وقتي جهانبگلو بر روي سن تالار خانه هنرمندان ايران رفت تا اجراي مراسم اهداء جوايز مسابقه داستان كوتاه نويسي صادق هدايت را آغاز كند، با بيان جمله اي كوتاه اعتراف كرد:
اين جلسه فقط تجليل از يك نويسنده نيست، بلكه تجليل از يك فكر و جهانبيني است.12
جهانبيني فرزند زمانه مدرنها، چه بود كه تا آن روز كسي خيال پاسداشت آن را در سر نمي پروراند؟! صادق هدايت واجد كدامين ويژگي بود كه از محمدعلي جمال زاده تا احسان طبري، از نيما يوشيج تا جلال آل احمد و از دكتر علي شريعتي تا استاد شهيد مرتضي مطهري(ره) او را يا دشمني از دشمنان سرسخت اسلام، يا سياه انديشي پوچ گرا، يا مذبذبي تمام عيار، يا اسير انانيت فرنگي، يا ستايشگر مرگ و... مي دانند؟!13 تمام پاسخ در سخن شهيد مرتضي مطهري جمع است؛ عالمي كه از چشمه جوشان اسلام ناب مي نوشيد:
او ] صادق هدايت[ از موهبت ايمان بي بهره بود. جهان را مانند خود، بوالهوس و گزافه كار و ابله مي دانست. لذت هايي كه او مي شناخت و با آنها آشنا بود، كثيف ترين لذت ها بود و از آن لذت ها ديگر چيزي باقي نمانده بود كه هستي و زندگي ارزش انتظار آن را داشته باشد. امثال هدايت اگر از دنيا شكايت مي كنند و دنيا را زشت مي بينند، غير از اين راهي ندارند. نازپروردگي آن ها چنين ايجاب مي كند. آن ها نمي توانند طعم مطبوع مواهب الهي را احساس كنند...چنين آدم هايي بايد هم خودكشي كنند.14
ناتويست ها بايد هم موجوداتي را كه لحظه لحظه، ناز لذت و سود در اين دنيا را مي كشند، نه تنها تجليل، بلكه حتي تقديس كنند. داستان غم انگيزي است. جهانبگلو، صادق هدايت را در مقام انديشمندي وامدار عقل انتقادي مدرنيته مي بينيد و او را به نهنگي تشبيه مي كند كه «تحمل قورباغه هاي كنار خود را نداشت.«15 رامين، خودكـشياين نهنگ را هم، رفتاري مدرن معنا مي كند:
آخرين گام در تجربه هدايت از مدرنيته را بايد در چارچوب تمايلش به مرگ فهميد. هدايت، از طريق خودكشي اش، محدوده هاي تجربه را گسترش بخشيد.16
ايدئولوژي ناتويسم، نمادهاي سياه تمدن سكولار غرب را بت مي كند و مازوخيستي جنسي مانند هدايت را، به جاي مصلحي حامي اصالت هاي ايراني و اسلامي مي نشاند و او را «فرزند زمانه» مي خواند. جهانبگلو، علي رغم اين همه ادعاي تسامح و تساهل، حتي تحمل وجود فكر مخالف را ندارد و جلال آل احمد را كه مصلحي از مصلحان روزگار است، «متعصب» و «بي سواد» لقب مي دهد و سوگوارانه مي گويد «محيط روشنفكري ايران هنوز از دست آدم هايي مثل آل احمد، خلاص نشده است.«17
نماد شرف روشنفكران
فرزند زمانه مدرن ها كه صادق هدايت باشد، انسان فرزانه و شرف روشنفكري آنان هم، نويسنده اي چون شاهرخ مسكوب مي شود كه خود در يادداشت هاي خصوصي اش، معترف بود «يك دروغ راست نما» است، كسي كه به روايت بيانيه رسمي بنياد مطالعات ايران، «يار بي همتا»ي اشرف پهلوي بود و تا لحظه مرگ، دست از مرام و مسلك شاه پرستانه اش برنداشت.
وقتي كه در 23 فروردين 1384 شاهرخ مسكوب مرد، جهانبگلو در نوشتاري كه براي فصلنامه ايران نامه تحرير كرد، او را «نمونه ناب و نادر روشنفكري ايران» خواند و يك روز پس از مرگش هم، به خبرگزاري دولتي ايسنا گفت:
يادي كه از او باقي مي ماند شهامت فكري و شرف روشنفكري است. با شناخت خيلي خوبي كه از او دارم مي توانم او را به عنوان يكي از مسئول ترين روشنفكران اين دوره ايران معرفي كنم.18
صلحا و مصلحان ايـن سرزمين سـال ها در گور آراميده انـد و يـاد و نشاني از آناننيست، اما جهانبگلو، دو هفته پس از مرگ مسكوب (مشاور اشرف پهلوي)، جشن بزرگداشتي را براي او در خانه هنرمندان ايران برگزار كرد. شب هفتم ارديبهشت 1384، رامين باز هم در نقش توأمان شومن (مجري جشن) و سخنران ظاهر شد و در تالار بتهوون خانه، به همراه علي دهباشي (مدير مجله بخارا) و بهروز غريب پور، ميزبان رضوان الله (كامران) فاني، داريوش شايگان، حسن كامشاد، عبدالله كوثري، پوري سلطاني بود.
در اين جشن كه سلطنت طلبان ورشكسته و مترجمان داستان هاي اروتيك، كنار هم نشسته بودند و يكي پس از ديگري پشت تريبون مي رفتند، رضوان الله (كامران) فاني لقب «ژرف انديش ترين انديشمند ايراني» را به شاهرخ مسكوب داد، داريوش شايگان گفت كه «شاهرخ يك اقليم حضور» بود و «شبيه بيهقي»، عبدالله كوثري هم او را دغدغه مند «ايراني بودن و هويت ايراني» اي خواند كه «حمله اعراب ]بخوانيد ورود اسلام[ به ايران» آن را از بين برده است، اما رامين جهانبگلو كه مسكوب را چون پدري دلسوز براي خود مي پنداشت، او را نماد انسان فرزانه دانست:
او با گذر از تجربيات و آموخته هاي بسيار خود از زندگي، به نوعي فرزانگي دست يافته بود. اين فرزانگي و بزرگي نفس، شاهرخ مسكوب را به شخصيتي نرم، روادار و انعطاف پذير بدل كرده بود.19
مبارزه با اميدهاي آخرت شناسي
پروژه نفي اميدهاي آخرت شناسي، مبارزه با انديشه اسلامي، انكار ظهور مدينه فاضله و منجي آخرالزمان، از دلمشغولي هاي مدام ناتويست ها بوده است كه اوج آن را مي توان روز دوم تيرماه 1384، يك روز پيش از برگزاري نهمين دوره انتخابات رياست جمهوري ديد.
در حالي كه رامين جهانبگلو در بيانيه اي مشترك با محمد خاتمي، مهدي كروبي، مصطفي معين، يوسف صانعي و... (بيانيه موسوم به جنبش ملي نخبگان) از كانديداتوري آقاي هاشمي رفسنجاني حمايت كرد، روز دوم تيرماه در كنار حميد عضدانلو، مايكل ايگناتيف و روبرتو توسكانو به تالار گفت وگوي خانه هنرمندان ايران رفت تا يك فيلسوف ملحد قرن را در مقام «متفكر بحران» كه انديشه هايش راهگشاي ايران امروز است، بستايد. اين متفكر بحران، كسي نيست جز يك شواليه انگليسي به نام س ر آيزايا برلين.
برلين كه سال 1909 در ريگا به دنيا آمد، ميان ايرانيان با كتاب چهار رساله درباره آزادي شناخته شده است؛ يك يهودي روسي كه براي انگليسي بودن، به قول خودش، تنها تولد در اين كشور را كم دارد. او از دولت انگلستان تا هنگام مرگ، نشان شواليه و همچنين بالاترين نشان لياقت را دريافت كرد. آيزايا، از نخستين فيلسوفاني يهودي است كه پس از تشكيل دولت اسرائيل، به اردوگاه فكري صهيونيزم پيوست و گفت كه «در راه اهداف انگليس حاضر است كه جانش را فدا كند.« او، همچنين از نسل سنتي فلاسفه دانشگاه آكسفورد است.
9 سال پيش از مرگ اين صهيونيست، در شانزدهم ديماه 1366، رامين جهانبگلو نخستين بار برلين را در آپارتمانش در قلب لندن ملاقات كرد. به سفارش مجله فرانسوي اسپري، بنا داشت تا در گفت وگويي، انديشه هاي برلين را بازخواني كند؛ گفت وگويي كه جهانبگلو را دلباخته شواليه انگليسي كرد و منجر به ملاقاتي طولاني ميان اين دو، به مدت چندين هفته پياپي، از دهم آذر 1367 شد كه حاصل آن، انتشار كتاب در جستجوي آزادي به چهارده زبان بود. اين كتاب، در ديماه 1369 براي نخستين بار در پاريس منتشر شد.20
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پانوشت ها:
11. جهانبگلو، رامين. «روشنفكران و تجدد». روزنامه عصر آزادگان، 3 آبان ماه 1378 ، شماره 15 (دوره جديد).
12. جهانبگلو، رامين. «سومين تنديس صادق هدايت اهداء شد». سايت خانه هنرمندان ايران، 8 اسفندماه 1383، از:
http:..wwwiranaocom.newsphp?id=1006
13. براي مطالعه بيشتر، نك: دفتر پژوهش هاي مؤسسه كيهان. نيمه پنهان (جلد هفتم)، تهران: سازمان انتشارات كيهان، 1379، صص 25-59.
14. مطهري، مرتضي. عدل الهي. صص 185-191.
15. جهانبگلو، رامين. «طرح پرسش فلسفي و پروژه روشنگري در ايران امروز». موج چهارم. چاپ چهارم. تهران: نشر ني، 1384، صفحه 208.
16. جهانبگلو، رامين. «هدايت و تجربه مدرنيته». بين گذشته و آينده. تهران: نشر ني، 1384، ص 44.
17. جهانبگلو، رامين. «تساهل و خشونت پرهيزي». گفت وگو با سعيد رضوي فقيه. ماهنامه آفتاب، مهرماه 1380، شماره8.
18. سخنان منوچهر آتشي و رامين جهانبگلو درباره شاهرخ مسكوب. خبرگزاري دانشجويان ايران، 24 فروردين 1384، بازيابي شده در گويانيوز از:
http:..newsgooyacom.culture.archives.2005.04.026901printphp
19. ستاري، پروانه. بزرگداشتي درخور جستجوگر زيبايي ها. سايت خانه هنرمندان ايران. 8 ارديبهشت 1384 از:
http:..wwwiranaocom.newsphp?id=1326
20. جهانبگلو، رامين. در جستجوي آزادي، گفت وگو با آيزايا برلين. ترجمه خجسته كيا. چاپ دوم. تهران: نشر گفتار، پائيز1381.
السلام عليك يا ابا عبدالله الحسين(ع)
روزها رازهايي درسينه دارند كه تقديم روشن بينان مي شود . آنهايي كه چشم هاي خود را به روشنايي مي بندند توانايي نگريستن به خورشيد بر آمده روز را ندارند. رازدانان روزها از حادثه ها عبرت مي آموزند و بر واقعه ها با ديده تعبير مي نگرند، آيات نيك را شاكرند و بر نشانه هاي هيبت و عسرت صابر. زيرا شكر به فراخي و صبر به تنگي نشان خردمندي است.
عاشورا ، دهم ماه محرم ، روزپيروزي خون برشمشير است. غلبه فرياد مظلوم بر عربده كشي ظالم تا بن دندان مسلح پيروزي و نصرتي كه هلهله كنان كوفي و شامي آن را با چشمان بسته به آفتاب خود نديدندو از بالاي نيزه بردن آفتاب شادمان و خرسند شدند، درحالي كه نمي دانستند باخود رايت پيروزي حسين شهيد (ع) را به دوش مي كشند و با هلهله خويش كوس رسوايي خود رابر كوي و برزن مي زنند.
امروز ، تاريخ پيروزي حسين بن علي (ع) را به گواهي نشسته است، پيروزيي كه از بستر جهاد و متن خون شكوفا شد و آرمانهاي والاي اورا با جريان تاريخ نسل به نسل بشري واگويه كرد.
حماسهي عاشورا سر فصل عشق و شور و عرفان بزرگ مردان الهي و نشان آفرينش عزت و اقتدار و آرمان گرايي بزرگ زناني است كه حيات اسلام ناب محمدي (ص) و آزادگي و آزادي را امداد جاودانه پايمردي و استقامت خود ساخته اند، نهضت حسيني و انقلاب فياض و جوشان عاشورا يك بعثت بدون وحي و شكفتن گلبانگ توحيد در چكاچك شمشير بر بلنداي سر نيزه هاست،كربلا عرصه انفجار نور و ظهور حماسه از يك سو و تبلور قساوت و حد اعلاي فاجعه از طرف ديگر است و نينوا سرزميني بي مانند
براي نمايش تمامي عشق بر پرده هستي است، واضح است كه دايره آفرينش را بي كربلا وجودي نيست منظومه معارف عارفان و سير سالكان الي الله و جهاد مجاهدين في الله و مجاهده عالمان في سبيل الله را بي حسين (ع) و زينب در باغ خاطر نمي توان گذراند. به راستي اگر معمار ازل در خزانه خارج از وصف آفرينش، گوهري چون حسين (ع) و مرواريدي چون زينب (س) نداشت، كار كدامين نبي به كمال مي رسيد و راه كدامين رسول به نهايت پيوند مي خورد؟ حسين و عاشورا و زينب ناموس دهر و باعث بقاي هستي و تداوم راه پاكان و صالحان براي هميشه تاريخ بشر هستند، از پيامبران اولوالعزم تا مردمان عادي همه در جستجو و رهپوي مردان و زنان روزگار و سرزميني هستند كه پرچم هدايتشان در دستهاي استوار زينب (س) و نهال آرزويشان در چشمه سار هميشه جوشان حسين (ع) استقرار يافته و نور خود را در چهرهي گلگون عاشورا به نظاره مي نشينند.
قرآن پيمان خدا با خلق اوست ، بنابر اين براي شخص مسلمان سزاوار است که به عهد و پيمانش بنگرد و هر روز پنجاه آيه از آن را بخواند.
امام جعفر صادق (ع)
--------------------------------------------------------
شهادت امام جعفر صادق (ع) بر امام زمان(عج) و همهي شيعيانش تسليت باد
توهین به ایران !
------------------------------------------------------------
متاسفانه هر چقدر حساسیت ها زیاد بشه یک سری آدم ..... شروع به سوء استفاده و توهینهای جورواجور به ایران میکنند ...
2 ، 3 روز قبل روزنامه کلمبوس دیسپچ , روزنامه اصلی چاپ شهر کلمبوس در اوهایو امریکا ، یک کاریکاتور یا بهتر بگیم یک نقاشی در اهانت به ایران چاپ کرده که در زیر مشاهده میکنید :

در اینجا ایران بصورت فاضلاب و ایرانیان به شکل سوسک نشون داده شده !!
در هولوكاست شك نكنيد!
هیتلر پیش از این كه به قدرت برسد، یك بار به زندان افتاد و در زندان چیزهایی نوشت كه بعدها اسمش را گذاشت نبرد من و چاپش كرد. اگر این كتاب، اولین كتابی نباشد كه میخوانید، از نادانی كودكانة نویسنده اش و اعتماد به نفس عجیب و غریبش تعجب خواهید كرد. در جایی از همین كتاب، هیتلر توضیح داده است كه چرا با یهودیها دشمن است. دلیلی ندارد با آوردن عین كلماتش خسته تان كنم. خلاصة حرفش این است كه اینها پول داشتند و بازار را علیه من تحریك كردند و من را زمین زدند و من هم هر وقت بتوانم، تلافی اش را سرشان درمی آورم.این، آغاز ماجرایی است كه بعدها با نامهالوكاست معروف شد.حالا كمی از روی وقایع بپریم. سال 1945، شش سال از آغاز جنگ جهانی دوم گذشته است. بالاخره متفقین توانسته اند آن دیوانة سركش را شكست بدهند و حالا جنگ تمام شده است. چرچیل میگوید دلیلی ندارد كه كسی خودش را معطل مسخره بازیهایی مثل دادگاه كند؛ كارگزاران هیتلر را باید درجا اعدام كرد. اما خوشبختانه كسانی هم هستند كه میدانند در روند دادگاه، بسیاری از مسائل مبهم روشن خواهد شد. جدال میان دو گروه، تا پایان دادگاه نورنبرگ ادامه دارد. در تمام این مدت، هیچ سند مكتوبی دربارة كشتار سازمان یافتة یهودیان نمییابند. عده ای در دادگاه معتقد ند هیتلر دستور داده یهودیان را در اردوگاههایی مثل آشویتس با گاز زیكلون ب خفه كنند و بعد در كوره بسوزانند. همه چیز، مبهم است. شاهدانی علیه متهمان شهادت میدهند. بالاخره نهادهای رسمی میپذیرند كه هیتلر شش میلیون یهودی را با این روش كشته است. لوح یادبودی میسازند و جلوی آشویتس نصب میكنند؛ روی لوح میتوانستی شش میلیون قربانی یهودی را بخوانی. میتوانستی؟ بله. لوح، دیگر آن جا نیست.دولت اسرائیل هم كه بزرگ ترین مدافع حقیقی بودنهالوكاست است، دیگر به رقم نهصد هزار مرگ در طول جنگ اكتفا كرده است. نهصد هزار مرگی كه معلوم نیست چندتایش به جنگ مربوط است و چندتایش بر اثر پیری، بیماری و مسائلی شبیه آنها بوده است. در دو سال آخر جنگ دوم جهانی، بیماریهای همه گیر مثل وبا و تیفوس در تمام اروپا شایع شده بود. یقینا این بیماریها میان یهودیان و غیر یهودیان فرق نمیگذاشت.
رنه سموئل سیرات، خاخام فرانسوی، با استناد به همان لوح كه دیگر نیست، برای پیشگیری از فراموش شدنهالوكاست، پیش نویس قانونی را تهیه كرد كه آن را در جولای سال 1990 در فرانسه تصویب كردند. براساس این قانون هرگونه تردید درباره هالوكاست، اعم از تردید درباره كشتار یهودیان در جنگ جهانی دوم، وجود اتاقهای گاز و حتی كمترین تردید در رقم شش میلیون یهودی مقتول، جرم است و هركس در فرانسه از این قانون تخلف كرده و در این موضوعها شك كند، به یك ماه تا یك سال زندان و دو هزار تا سیصد هزار فرانك جریمه محكوم میشود.
بعدها این قانون را در دیگر كشورهای اروپایی هم تصویب كردند. واتیكان و پاپ، شانس آوردند كه سالها پیش از تصویب این قانون، بیانیه ای دادند و گفتند مدركی دال بر وجود اتاقهای گاز ندیده اند و ندارند. دوسال پیش از تصویب این قانون هم آرنو مایر، مورخ صهیونیست آمریكایی گفته بود بیشتر یهودیان در سالهای 1942 تا 1945 بر اثر امراض طبیعی مرده اند، نه جنگ یا كشتار. همین مورخ، امروزه نیز میگوید دلایل وجود اتاقهای گاز، بسیار كم و ضعیف اند. البته چون او خود، یهودی و صهیونیست است، هنوز كسی در دادگاهی از او شكایت نكرده است.

عكس بالا تصویری است از اردوگاه معروف آشویتس عكس پایین هم نمونه ای ازكورههایی است كه ادعا میكنند یهودیها در آنها سوزانده شده اند.

منتقدینهالوكاست میگویند اگر هیتلر تمام چهار سال جنگ مشغول سوزاندن یهودیها بوده باشد، با توجه به تعداد كورهها و زمان سوختن بدن انسان باز هم تعداد قربانیان حداكثر 50هزار نفر خواهدبود نه 6میلیون نفر!
تاریخ نگاران تجدیدنظرخواه، كسانی هستند كه معمولا با یافتن شواهد جدید یا بررسی دوبارة شواهد قدیمی، به این نتیجه میرسند كه آن چه تاریخ نگاران تا آن موقع گفته اند، احتمالا نقصها یا خطاهایی هم دارد. یكی از جاهایی كه تجدیدنظرخواهها راجع به آن حرف دارند ـ و حرفهاشان هم كم و بی معنا و بی مدرك نیست ـ همین ماجرایهالوكاست است. اما قانون سیرات نمیگذارد اینها حرفهاشان را بزنند. تنها قانون نیست. گروههای خشنی هم هستند كه كارشان تهدید كردن، فحش دادن، تخریب خانه و محل كار و ماشین و حتی كتك زدن و زخمی كردن تجدیدنظرخواههایی است كه دربارةهالوكاست حرف میزنند. یك نصیحت؛ اگر میخواهی تاریخ را بكاوی، قید زندگی آرام را بزن. همة زندگی ات در خطر است.
تاریخ این طوری ثبت كرده اما
فراموش كن! به نفعت است
ـ آلمان نازی در دو سال آخر جنگ، مقدار زیادی گاز زیكلون ب تولید و در اردوگاه های اسیران جنگ استفاده كرده است.
ـ در اردو گاه ها یهودیان از دیگران جدا نبوده اند.
ـ گاز زیكلون، بیشتر به درد كشتن شپش و ساس می خورد تا انسان. در همان زمان در آلمان، گازهای كشنده تر و ارزان تری هم بوده است.
ـ در همان سال ها تیفوس در اروپا و خصوصا در اردوگاه ها كه هیچ امكانات بهداشتی نداشتند، شایع شده بود. عكس های اردوگاه ها كسانی را نشان می دهد كه از تیفوس، شدیدا لاغر شده اند و دنده هاشان پیدا است.
ـ تجدیدنظرخواه ها می گویند آلمانی ها نه می خواستند و نه می توانستند بیماران را مداوا كنند. تنها بدن، لباس و اتاق های اسیران را با زیكلون ب ضدعفونی می كردند و اجساد كسانی را كه بر اثر تیفوس مرده بودند، می سوزاندند تا جلوی سرایت بیماری به مأموران خودشان را بگیرند.
ـ در آغاز جنگ، یهودیان اروپا سه میلیون و صد و بیست هزار نفر بوده اند. این را سالنامة آماری یهودیان می گوید. این سالنامه را یهودیان آمریكا پیش از آغاز جنگ چاپ كرده بودند.
ـ آلمان پیش از جنگ، ششصد هزار یهودی داشت. هیتلر چهارصد هزار نفر از آنان را از آلمان اخراج كرد.
بسیاری از یهودیان اروپا در طول جنگ به آمریكا مهاجرت كردند.
ـ پس از جنگ، آمار یهودیان اروپا حدود سه میلیون نفر بوده است. این نیز آمار نسخة بعد از جنگ همان سالنامه است.
ـ آلمان تا به حال، بیش از صد میلیارد مارك خسارت هالوكاست به اسرائیل داده است و طبق قرارداد باید تا سال 2030 هر سال به اسرائیل خسارت بدهد.
ـ اتریش و سوئیس نیز به اسرائیل، خسارت سالانه می دهند.
ـ نورمن فینكلشتاین، یك محقق یهودی است كه پدر و مادرش سال ها در اردوگاه ها بوده اند. او كتابی نوشته با نام صنعت هالوكاست و می گوید، هالوكاست یك واقعیت تاریخی نیست. بهانه ای است برای غرامت گرفتن. یك صنعت پول ساز است.
ـ اتاق های گاز را در بعضی اردوگاه ها پیدا نكردند و برای حفاظت از حقایق تاریخی، آن ها را پس از تصرف اردوگاه ها ساختند.
ـ اتاق های گاز باید شدیدا آب بندی شده باشند. اما نه نمونه هایی كه می گویند اصل است و نه كتاب هایی كه از این موضوع صحبت كرده اند، توصیفشان از اتاق ها نزدیك به چنین چیزی هم نیست.
ـ حتی یك سطر نوشته در موردهالوكاست در اسناد نازی ها نیافتند. می گویند هیتلر دستور داده كل ماجرای كشتار یهودیان را شفاهی انجام دهند!
هولوكاست; باورها و داورها هيتلر يهوديان راكشت يا نه؟
هولوكاست يا به اصطلاح نسل كشي يهوديان در اردوگاههاي كار اجباري نازيهاچند دهه است كه با چالشهاي قابل بحثيروبروست ولي به راستي ماهيت اين باور يا ادعا چگونه است؟
اخيرا با اظهارات محمود احمدي نژاد رييس جمهوري اسلامي ايران هولوكاست بهعنوان يك واژه سياسي وارد فرهنگ گفتمانرسانهاي ايران شد كه در گذشته از اين مسئله بهندرت ياد ميشد.
بسياري زير سوال بردن اين موضوع را امريناپسند ميدانند و برخي ديگر بر اين باورند كه اينموضوع نيز مانند تمام موضوعهاي ديگر بايد درمعرض تحقيق و تفحص قرار گيرد
اما موضوع مهمي كه اغلب در اين بحث به بوتهفراموشي سپرده ميشود، اين است كههولوكاست تنها ادعا و يا باور كشته شدن 6 ميليونيهودي در اتاقهاي گاز نيست و اين مسئله ابعادپيچيدهتري دارد كه بخشي از آن به مسائل ماليبرميگردد كه سالانه مبلغي به بازماندگان اينحادثه و آن گونه كه برخي ديگر از مورخينميگويند به دولت اسراييل پرداخت ميشود.
در اين بحث بر آنيم تا به توضيح مواردي چنددرباره اين بحث بپردازيم.
شش ميليون قرباني واقعيت يا داستان
اولين بحثي كه در موضوع هولوكاست مطرحميشود مسئله كشته شدن شش ميليون يهودياست.
اين آمار در سال 1946 از سوي دادگاهبينالمللي نظامي در نورنبرگ و با استناد بهشهادت رودلف هس افسر نيروي مخصوصپليس آلمان نازي SS است كه فرماندهيآشويتس را بر عهده داشت، اعلام شد. او از ياراناوليه هيتلر بود كه با او در نوشتن كتاب نبرد من همكاري داشت.
اكنون روشن شده است كه شهادت بسيار مهم هس همچنين اعترافات وي كه در دادگاهبينالمللي نورنبرگ نيز مورد استفاده قرار گرفتهاست نه تنها دروغ بودهاند، بلكه اين اعترافات باضرب و شتم شديد هس، گرفته شده است و همسرو فرزندان وي نيز به مرگ و تبعيد در سيبريتهديد شدند.
چرا كه دول غرب به خصوص آمريكا و ياانگليس ميخواستند با چنين مظلوم نمايي درسراسر جهان، اذهان عمومي را گمراه كننده تاپايگاهي براي دولت غاصب اسراييل بوجودبياورد، پرسش اين است كه اگر اروپا در حقيهوديان جفا كرده است پس چرا بايد عربهايمسلمان، تاوان آن را بدهند.
امروزه بسياري از مورخين حتي مورخينيهودي همچون توني جوديت، خاخام مايكلگلدبرگ ،نور من فينكل استاين پاولاهايمن اين ميزان را زير سوال بردهاند واگر چنين باشد چندين تن از برجستهترينمورخان يهودي هولوكاست را بايد از جمله منكرين آن قلمداد نمود.
نابودي يهوديان اروپا
اين گزارش ميافزايد: پروفسور (رائولهيلبرگ) نويسنده كتاب مرجع نابودي يهودياناروپا كشته شدن شش ميليون يهودي رانميپذيرد. وي كل مرگ و ميرها را به هر دليل5/1 ميليون نفر ميداند. جرالد ريتلينگرنويسنده كتاب راه حل نهايي، نيز تعداد ششميليون نفر را نميپذيرد.براساس برآوردهاي وي تعداد كشته شدگانيهودي زمان جنگ حداكثر 4/6 ميليون نفراست، وي تاكيد كرد كه اين رقم به دليل فقداناطلاعات موثق، فرضي است.
اين گزارش اضافه ميكند:
مقامات لهستان و اسراييل، رقم احتياطآميز1/1 ميليون كشته در آشويتس را اعلام كردند.
(ژان كلود پرساك) محقق فرانسوي در كتابخود در مورد آشويتس خاطرنشان كرد كه حدود775 هزار نفر در سالهاي جنگ كشته شدهاند.
![]() |
در نتيجه ميتوان چنين عنوان كرد كه رقمشش ميليون در اعتراف بحثانگيز هس تبديل بهرقمي مقدس شده است رقمي كه بحثها بسياريدرباره آن وجود دارد. به نظر ميرسد امروزههولوكاست همان طور كه نورمن فينكل استاين استاد يهودي دانشگاه نورمن فينكل استاين، كهپدر و مادر وي از زندانيان دوران جنگ بودهاند،از اين مسئله به (صنعت هولوكاست) ياد ميكند بهمحلي براي كسب تجارب دولت اسراييل تبديلشده است. اگر به ياد داشته باشيد چند سال پيش(روژه گارودي) پرفسور معروف و جامعه شناسدر كنفرانسي در فرانسه اين مسئله را نهي كرد و دربيرون سالن چند صهيونيست در پي ترور اوبرآمدند...
افسانه هولوكاست
تعداد دانشمندان و محققان برجستهاي كهنتيجه تحقيقات علمي و مستند آنها حكايت ازجعلي بودن هولوكاست ميكند و تنها به اين علت،محاكمه، محكوم و از جامعه علمي كشورهاياروپايي طرد شدهاند، بيشتر از آن است كه حتيفهرست آنان قابل اشاره در اين نوشته محدودباشد و فقط به عنوان نمونه و به مصداق اندكي ازبسيارها ميتوان به پروفسور روژه گاردي،پروفسور روبرفوريسون، پروفسور كريستوفرسون،صاحب كتاب معروف (دروغ آشويتس)... ونويسندگان صدها رساله علمي ديگر كه جعليبودن داستان قتل عام يهوديان در آلمان نازي رااثبات كردهاند، اشاره داشت و اين كه تمامي ايندانشمندان و محققان، از سوي دولتهاياروپايي به دادگاه احضار و محاكمه شدهاند...
داستان جعلي هولوكاست
اخيرا (محمود احمدي نژاد) رييس جمهورايران طي مصاحبهاي، ماجراي كشتار 6 ميليونيهودي به دست نازيها و در جريان جنگ جهانيدوم را يك داستان جعلي ناميده و اظهار داشتهاست كه اگر دولتهاي غربي اين داستانساختگي را قبول دارند و در پي دلجويي ازيهوديان هستند ميتوانند براي جبران اين قتلعام، بخشي از خاك كشورهاي خود، مخصوصايك يا چند ايالت از دو كشور آلمان و اتريش رابراي تشكيل دولت يهود در اختيار آنها بگذارند وپرسيده است كه چرا بايد هزينه جنايات غربيهاعليه يهوديان را مردم مسلمان و مظلوم فلسطينبپردازند؟
يك دروغ بزرگ
در اين ميان، ماجراي پروفسور روبرفوريسونو پروفسور روژه گارودي، هر دو از فرانسه،جديدتر و عبرتانگيزتر است.
به عنوان مثال، فوريسون به عكسهايساختگي از اتاقهاي گاز مورد ادعايصهيونيستها اشاره كرد و ضمن رد اين ادعا بهمدارك غير قابل انكار، با تعجب ميپرسد، اگر اينعكسها واقعي است، چگونه سربازان آلماني،مورد ادعا، بدون ماسك و بي آن كه كمترينپوششي بر دهان، بيني و چشم خود داشته باشنددر اتاقهاي مالامال از گازهاي كشنده ايستاده وبر جان كندن يهوديان محكوم نظارت ميكنند؟ ويا درباره يكي ديگر از عكسهاي مورد ادعايصهيونيستها كه جمعي از يهوديان را در محاصرهچند تانك نشان ميدهد، با ارئه اسناد و شواهديخواندني و غير قابل ترديد، نشان ميدهد كهتانكها در اين عكس، انگليسي هستند نه آلمانيو...
دهها سال است كه دولتهاي اروپايي وآلماني، با استناد به اين داستان جعلي، تشكيلدولت غير قانوني و به قول امام راحلمان (ره)غده سرطاني اسراييل را قانوني جلوه داده واشغال فلسطين را هزينهاي ميدانند كه بايد برايجبران جنايان آلمان نازي عليه يهوديان، به آنهاداده شود! و حال آن كه;
اولا; قتل عام يهوديان در جريان جنگ دومجهاني يك داستان ساختگي و خالي از واقعيتاست، بنابراين چگونه ميتوان از اين داستانجعلي به عنوان سند مشروعيت، دولت وحشيصهيونيستها استفاده كرد؟
ثانيا; اگر آمريكا و اروپا و صهيونيستها اصراردارند كه اين داستان را واقعي بدانند، چرا بهجاي جنايت كاران اصلي، يعني نازيها، آلمان واتريش كنوني، بايد تاوان اين جنايت جنگي رامردم مسلمان و مظلوم فلسطين بپردازند؟ و چرايكي از ايالت هايشان را از آلمان و اتريش را برايدلجويي از يهوديان به آنها واگذار نميكنند؟
يك استاد دانشكده دولتي (جان اف كندي)دانشگاه هاروارد آمريكا گفت: (فلسطينيهامرتكب هولوكاست نشدند كه بهاي آن رابپردازند)
(استفن والت) افزود: (به نظر من از لحاظاخلاقي درست نيست كه فلسطينيها در نتيجه اينمساله هولوكاست) رنج بكشند.
وي با بيان اين كه فلسطينيها بايد كشور خودرا داشته باشند كه در سراسر كرانه باختري و غزهايجاد شود، تاكيد كرد: (بنابراين به نفع همه اين كهبه يك راه حل دراز مدت و عادلانه براي ايندرگيري دست يابند و اميدواريم ايران و آمريكانقش سازندهاي را براي تحقق اين هدف ايفاكنند.
استاد دانشگاه هاروارد آمريكا در عين حالهولوكاست را افسانه ندانست و گفت:
(يهودي ستيزي و هولوكاست جنايتهايعظيم تاريخي بودند اما بدست فلسطينيها انجامنشدهاند.)
![]() |
فوريسون افزود: بازنگران تاريخ دلايل بسياريبراي رد اين مطلب دارند كه از آن جمله اين كهاگر نظاميان و فرماندهان آلماني، يهوديان را بهكمپ خود رد آلمان باز ميگرداندند و سپسميكشتند بايد پس از گذشت سه تا چهار سالاشغال گري آلمان، ديگر هيچ يهودي وجودنداشته باشد، در حالي كه همچنان تعداد زيادييهودي در روسيه، لهستان، فرانسه و حتي آلمان وديگر كشورها وجود دارد.
استاد سابق دانشگاه فرانسه همچنين تاكيدميكند كه از نظر علم فيزيك و شيمي نيز اين مسالهمنتفي است، زيرا يهوديان ادعا ميكنند كهآلمانيها عده زيادي از يهوديها را در اتاقبزرگي كه از شكافهاي سقف آن، گاز سيلكون كهگازي بسيار خطرناك و كشنده است، منتشرميكردند و پس از آن كه مطمئن ميشدند اينافراد مردهاند وارد اين اتاق ميشدند و اجسادآنها را براي سوزاندن در كورههاي آدم سوزيبيرون ميآوردند.
وي كه بارها تحت شكنجه دولت فرانسه قرارگرفته ميافزايد: سيكلون گازي است بسيار قويكه در جسم و پوست انسان نفوذ ميكند و دارايقابليت نفوذ بسيار بالايي است به طوري كه حتي بادست زدن به اجساد نيز اين گاز قابليت انتقالدارد و سبب مرگ ميشود و همين طور فضايي كهدر آن اين گاز پراكنده شده باشد براي هر كسيكه در آن وارد شود، كشنده خواهد بود به اينترتيب ميبايست خود فرماندهان و نظاميانآلماني نيز كشته شده باشند.
همچنين در زمان جنگ جهاني دوم، آلمانيهااز يهوديان در اردوگاههاي خود به عنوان بردهاستفاده ميكردند و دليلي براي كشتار آنهاوجود نداشت.
فوريسون در ادامه گفت: مخالفان بازنگرانتاريخ، تاكنون نتوانستهاند دلايل واضح و روشنيبراي رد دلايل ما بياورند و آنها تنها از طريقتشكيل دادگاه، محكوميت، شكنجه و آزار و اذيتبا ما به مبارزه پرداختهاند.
فوريسون بيانات اخير رييس جمهوري ايران رابراي بازنگران تاريخ بسيار دلگرم كننده و اميدواركننده دانست و از روشنفكران جهان عرب ومسلمان خواست تا شجاعانه هولوكاست را كه يكدروغ تاريخي است و بهانه اصلي اسراييل است،محكوم كند.
احمدي نژاد به آن اشاره كرد بهانهاي است تايهوديان به خود اجازه دهند تا حقوق ديگران راناديده بگيرند و حاكميت ملتها را تحت سلطهخود قرار دهند.
در پايان بايد اشارهاي كرد كه تا به امروزجوامع غربي، پاسخي قانع كننده به اين مسئلهندارند كه اگر هيتلر، يهوديان را بي گناه سوزانده وكشته، چرا بايد فلسطينيان تاوان آن را بدهند، چراآلمان نبايد غرامت بدهد، چرا؟ و دهها چرايديگر؟
سخن از «مهدى» (عليه السلام)، سخن از «هدايت» است.
سخن از «غيبت»، حديث «جستجو» است.
سخن از «انتظار»، روايت «حركت و پويايى» است.
سخن از «ظهور»، بحث از «اشتياق رهايى» است. «شوق رهايى»، «حركت» مى آفريند،
و نتيجه «جستجو»، حصول «هدايت» است.
«شيعه بودن» با جمود و سكون سازگار نيست.
«شيعه» يعنى «پيرو» و لازمه «پيروى» جهت گيرى «رفتار و روش»،
و شكل گيرى «سلوك و عمل» است.
«شيعه مهدى (عليه السلام)» بودن، با گمراهى و بى تفاوتى در برابر انحرافات نمى سازد.
و «انتظار ظهور» داشتن، با ماندن در تاريكى ها و تسليم در برابر وضع موجود قابل جمع نيست.
-----------------------------------------------------------
"ميلاد با سعادت قائم منتظر، عدل پر آوازه، قبضهدار ذوالفقار حيدري، ماه تابان و نور
درخشان، خورشيد تاريكي و ماه تمام، بهار مردمان و خرمي زمان، حضرت بقيةالله الاعظم، مهدي موعود(عج) بر منتظرانش مبارك باد."
~ مبعث پيامبر اکرم (ص)بر امام زمان(عج)
و مسلمانان مبارک ~
سلام علي آل ياسين
عطرظهورت در تمام ابعاد زمين پيچيده و صداي گامهاي استوارت طنين انداز شده است. مي گويند لحظه آمدنت نزديك است.
تو تنها پناه آشفتگاني و ما چشم به راهيم تا اماممان بيايد و از اين سفر دور و دراز، هديه گرانبهاي عدالت را بياورد. امروز عطش ظهور بر لبهاي همه ما، جهان را كويري كرده است. اين لحظات آخر انتظار چه سخت مي گذرد و چه كند عبور مي كند و چه شيرين است اين لحظه ها و عشق يعني همين!
يعني استشمام عطر گلي كه در همين نزديكي است و شنيدن فريادي كه حق را مي خواند !
ما بار ديگر تنهايي مان را به تو اقتدا مي كنيم، در گوشه تمام درها به انتظار نشسته ايم تا پاي بوس قدومت گرديم.
لحظه آمدنت نزديك است و نمي دانيم سرگشتگي مان از عشق است يا نه !
اما هرچه هست ما را به دنبال تو مي كشاند، از باران مهرباني توست كه سرسبز مانده ايم و در دل خود هزاران بار گفته ايم كه باران نگاهت چه مي كند با اين كوير دلها ؟!
مي خواهيم خاك راه تو باشيم. بيا، بيا و مپرس اين خاك زير پاي پادشاه جهان چه مي كند.
تو خواهي آمد و زمين از وجود تو سرسبز خواهد گشت.
در اين لحظه نبودنت، مفهوم دقيقه با قرن يكسان است اما ايستاده ايم در انتظار نور، خسته و دلشكسته، با پاهايي برهنه و دستاني رو به آسمان با قلبي پر تپش و ضجه هايي دلخراش كه گوش زمان را پر مي كند و لبهايي مضطرب كه تو را مي خوانند. اين ما هستيم كه از شكستگيهاي ديروز و گناهان هر روز خسته ايم؛ با نگاهي منتظر و چشمه عشقي كه از چشمان تو تا رگهايمان مي جوشد. اينك همگي با هم نام زيباي تو را مي خوانيم :
يا مهدي عجل علي ظهورك
مي دانيم كه يك جمعه خواهي آمد، جمعه اي كه سحرگاهش سواي همه روزهاست و خورشيد بهترين طلوعش را خواهد كرد و دنيا رنگ ديگري خواهد گرفت !
آري، آن روز دستهاي مهربانت كه منتقم خون حسين است و عطر ابراهيم(ص)، محمد(ص)، اميرالمومنين(ع) و زهرا(س) را مي دهد بر پيكر خسته كعبه مي خورد ! تو خواهي آمد اي هميشه غايب، نه ! اي هميشه حاضر ! آن روز ما كجا خواهيم بود، دلمرده و پريشان در گوشه خانه يا شادمان از ديدار تو در دروازه شهر ؟ نمي دانم !
نكند تو بيايي و ما فرسنگها با تو فاصله داشته باشيم ! نكند تو بيايي و اين چشمهاي گريان قامت بلند تو را نبينند !
اللهم عجل لوليك الفرج . . .




